
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
به فتوای جنون طاعت بیابی این اطاعت را بخوان مُهر نماز عاشقان، سنگ ملامت را چنان ماندهست در زیر زبان شیرینی نامش که در سیب بهشتی هم نیابی این حلاوت را طریـقـش، جلـوۀ انـا الـیه راجعـون دارد بـیا در اربـعـینِ او تماشا کن قـیامـت را نه تنها قبل رفـتن زائرانش را ببـخـشاید که بخشیده به زوارش خدا حق شفاعت را شب جمعه، دعا با چشم غرق اشک میفهمد کنار کعبهای ششگوشه معنای اجابت را به گرمی دشمنش را نیز در آغوش میگیرد نمیخواهد ببـیند در نگاه حُر خجالت را به خاتم بخشیاش بر دشمنان، حاتم حسد برده به جا آورده حتی با تنی بیسر سخاوت را سجودش گوشۀ گودال باعث شد که بگذارد خدا در تربت اعـلای او شأن عبادت را نگویی: روضهخوان از کاه دارد کوه میساز! بگو این داغِ سنگین کاه سازد کوه طاقت را کـنار قـتـلگاهـش دردهـایم شد فـراموشم چنان زینب که برد از خاطرش درد اسارت را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
هرچند عیان است ولی وقت بیان است عشق تو گرانقدرترین عشق جهان است این عشق، همان است که قیمتشدنی نیست این عشق، همان است که همقیمت جان است «مـوجـیم که آسـودگی ما عـدم ماست» با عشق تو عمریست که دل در هیجان است هرکس سخن از عشق تو گفتهست بیاید روی سـخـنـم با هـمـۀ مـدعـیـان اسـت! گفتیم: بیایید که خط غرق به خون است گفتند: بمانید... چنین است و چنان است مجنون غمت کیست؟ بهجز عابسِ عاشق معنای جنون چیست؟ همین رزم عیان است پای علمت هر قـدمی خون شهیدیست خون شهدا آبـروی عـصر و زمانهست هرکس که شهید تو نشد طعمۀ مرگ است هرکس که فدای تو نشد غرق زیان است هرکس بزند حرف امـاننـامه و تـسلـیم «هیهات منا الذله» فقط بر لبمان است بــیــزار ز نـیـرنـگ فــریـبـنــدۀ دنـیــا گـفـتـیم فـقـط خـیـمۀ تو خـطّ امان است جـز بـیـرق سـرخ تـو نـداریـم به شـانه «زیر علمت امنترین جای جهان است» هنگـام صلات آمـد و قـد قـامت عـشاق برخیز که هر گوشه پُر از عطر اذان است برخیز برادر که حـرم تـشنۀ یاریست برخیز که بر شـانۀ ما بـار گـران است بـایـد بـرسـد آب به اهـل حـرم ایـنبـار برخیز که این الـعـطش تشنهلـبان است هنگـام فـداکـاری انـصار حـسـین است برخیز! علم دست عـلمدار حسین است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
هرچند پیر و خسته دل و ناتوان شدیم نام حـسـین آمـد و از نـو، جـوان شدیم گـفـتـند کـربـلا وطن مـاست در زمین شکـر خـدا که هـمـوطن آسـمـان شدیم چون فرش پادری دم مجلس نشستهایم پاخـوردهایم و آخر عمری گران شدیم هر غـم که دیـدهایـم فـدای غـم حـسـین عـمـری به داغ کـربـبلا امتـحان شدیم باید گریست خط به خط عمر رفته را جز او اگر برای کسی روضهخوان شدیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
حـسین، کشتهٔ دیروز و رهبر روز است قـیام اوست که پیوسته نهضتآموز است تـمـام زنـدگی او، عـقـیـده بـود و جـهــاد اگرچه مدت جنگ حسین یک روز است حـسـین و ذلّـت تکـریم ظالـمان، هیهات! که آفـتاب عـدالـت از او دلافـروز است به نزد او که شهادت، به جز سعادت نیست ردای مرگ برایش قـبـای زر دوز است رهــیـن هـمـت والای سـیـّدالـشـهـداسـت هر آنکه از غم اسلام در تب و سوز است هــمــاره تــازه بُــوَد یـادبــود عـاشــورا که روز حق و عدالت همیشه نوروز است حرارتی که ز عشق حسین در دلهاست برای ظالم هر عصر، خانمانسوز است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
نامت دلیل محکـم مـرگ و حـیات من مِهـرت ثـبات داده به اضلاع ذات من بـاران دوست داشـتـنـت بی مـضـایـقه بخشیده است جان به جماد و نبات من محـتاج عـشق هیچ کسی جز تو نیستم شش گوشـۀ غـمـت همـۀ کـائـنـات من در این شب قدیمیِ هر لحظه بیم موج نـورت همیـشـه آمـده بـهـر نجـات من در راه کــربــلای تـو افـتــاده اتـفــاق ای مهربان! عزیزتـرین خاطرات من هیمینویسم از تو و هی سبز میشوم چشمت چه ریخته است مگر در دوات من با یاد جمعۀ حرمت جـور دیگریست اشـک دعــای نـدبـه و آه سـمـات مـن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
زمین انـداخـتم زیر عـلم بـارِ گـنـاهم را و شستم با گلابِ گریهام روی سیاهم را به دیوارِ عزایت میخکـوبم مثل بیـرقها نخواهم داد، حتی آجری از تکیهگاهم را هزار و نهصد و پنجاه لشگر اشک آوردم که شاید مرهمت باشد؛ بگیر از من سلاحم را دم هَلمِنمُعینت چارده قرن است در گوش است که باشم لحظهای سرباز، شاه کمسپاهم را هزار و چارصد سال است دنبال تو میگردم بیانداز از مسیر کج به راه راست، راهم را همیشه سایۀ دست تو را روی سرم دیدم همیشه آرزو کـردم ببـوسم سر پـناهم را به دیوار اتاقم نیست تقویمی به جز بیرق غم روز دَهُم گم کرده روز و سال و ماهم را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
حرم ندارد و دل در غمش مقیمتر است کسی که رأفتش از آسمان عظیمتر است اگرچه جمله کریماند و شهره در کرماند در این سلاله یکی از همه کریمتر است علی که رفت همه کوفه شد یـتـیم، ولی میان کوفه حسن از همه یـتـیـمتـر است تو صلح کردی و بیغـیرتان نفهـمـیدند که راه صلح تو از جنگ، مستقیمتر است به لطف صلح تو تا کربلا رسید حسین قسم به نام خدایی که خود علیمتر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
دوباره در دلم طوفانی از یاد خـدا افتاد یقیق دارم که مولایم به یاد این گدا افتاد عنایت را ببین او کرده اول یاد این نوکر که اکنون در دلم شور و نوای کربلا افتاد دوباره پر کشیده مرغ دل سوی بهشت جان همانجا که اجابت روی دامان دعا افتاد همانجا که تمام انـبـیا دلـداهاش هـستـند مسیر هر خداجویی؛ یقین در آن سرا افتاد همان کشتی که اوسع باشد و اسرع در این عالم به نوح و کشتی ش مقصد در آن موج بلا افتاد طواف کعبه را بر گرد این خانه تماشا کن که دامن چاک زد از شوق و سعیش با صفا افتاد خلیل الله را گو بنگرد تدریس عشق حق ببیند جـسم اکـبر، ارباً اربا در مـنا افتاد هزار و نهصد و پنجاه آیه از کتاب عشق به پیش چشم زینب بر زمین نیـنوا افتاد قیامت بین و هول رستخیرش عصر عاشورا به پیش چشم مادر سر جدا پیکر جدا افتاد دوباره مکر عمرعاص و قرآن بر سر نیزه به نیزه رأس سالار شهیدان از جفا افتاد ندارد سائلت مولا به جز این آرزو در دل که بیند در حرم روزی ز غم پائین پا افتاد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
هر صبـح با خـیـال تـمـاشـای گـنـبدت میایـسـتم به رسم ادب رو به مرقـدت تو راه مستـقـیمی و من وصل میشوم بـا تـو به رودخـانـهٔ لـطـف سـرآمـدت هـر صـبـح بـا زیـارت از راه دور تو نزدیک میشوم به تو و راه و مقصدت پیش از سـلام من به تو، ناگاه میوزد از سمت کربلای تو عطر خوشآمدت از پـشت بـام تا حـرمت راه اندکیست قـدر «سـلام» فاصله دارم ز مـرقـدت حال خوشی دوباره به من دست داده است حـال نــمــاز، زیـر رواق زبــرجــدت با هر سـلام بـیـعـت من تـازه میشـود هم با تو، هم تـمـام شـهـیـدان مشهـدت سینِ سـلام، در دهـنـم خـشک میشود شرمـندهام از این همه الـطاف بیحدت پـیـچـیـده در هـوا نـفـحـات ســلام تــو آقـا! تو را به مِـهـر و مرام زبـانـزدت محـتاج کن همیـشه به این رزقها مرا مـحـتـاجِ مـهـربـانـی و رزق مـجـدّدت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
دوباره بغض و کمی آه، علتش این است حرم نرفـته بمـیرم خجـالـتش این است سلام میدهم از بـام خـانه سمت حـرم ببخش نوکرتان را بضاعتش این است هـنـوز تـوبـه نـکـرده، مـرا خـریـد آقـا محبت و کـرم یار سرعـتـش این است به ذکر و نام قـشنگـش لبم شده شیرین تمـام لـذت فـرهاد و خلـوتش این است رقــیـق شـد دل آلــوده از گـنـاهـم بـاز کمی ز معجـزه چای هیأتـش این است به قطره قطره اشکم ملک خورَد غبطه که اشکِ روضه ارباب قیمتش این است شفای هر مرضی گشت، خاک تربت دوست چه ها کند نظرش آنکه تربتش این است عجیب نیست که بد کاره هم شود زاهد که جـذبه نـظر یـار، قـدرتش این است محـبـتـش ز ازل بـا گـلـم شـد آغـشـتـه که ماجرای من و عشق قدمتش این است خوشا میان عزا جان دهم، همه گویند: غلام کویِ حسیـنیه قـسمتـش این است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت سیدالشهدا علیهالسلام در شب لیلةالرغائب
غـم کـهـنـۀ در گـلـویـم حـسین است دم و بازدم، های و هویم حسین است اگـر چـشـم من آبـروی مـرا ریخـت چه غم؟ بعد از این آبرویم حسین است به دنـبـال نـامـی به جـز عـشـقـم اما سرانجام هر جستوجویم حسین است شـب آرزوهـا شـب جـمـعــه بــاشـد و کـتـمان کـنم آرزویم حسین است؟ به سـجـاده گـفـتـم کـه مـایـل بـیـفـتـد که از این سحر سمتوسویم حسین است سـرآغـاز عـالم... سرانجام عـالم ... خلاصه بخواهم بگویم، حسین است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت سیدالشهدا علیهالسلام در شب لیلةالرغائب
گـفـتـیـم حـسـیـن، تا فـدایـش بـاشـیم ما مثـل کـبـوتـر به هـوایـش بـاشـیم ای کاش که لیـلـةالرغـائب هر سال مـا زائـر صـحـن کـربـلایش باشـیم ************ ارباب بىكـفـن، همه عـالم فـداى تو زهرا گرفته مجلس روضه براى تو در لیلةالرغائب و در بین روضهها ما آرزویمان شده، كربُوبَلاى تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات شب جمعه ای و روضۀ سیدالشهدا علیهالسلام
شب جمعه است و دلم کرببلا میخواهد کربلا هم که دلِ غرقِ صفا میخواهد چه کنم من که ندارم به جز این قلبِ سیه دلِ من از تو حسین قدری دوا میخواهد روضۀ آب و عطش گرچه ملول است و ولی دلِ بشکسته و صد شور و نوا میخواهد شب جمعه شد و مادر به حرم آمده است وا که این صحنه عجب حال و هوا میخواهد آخر این غرقِ گنه را چه به این حال و هوا دلِ من جرعهای از آبِ شفا میخواهد کی شود قـسمت من هم بشود کـربـبلا دلـم عـطرِ حــرمِ شـاهِ ولا مـیخـواهـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
سرم خاک کـف پـای حسین است دلم مجـنون صحرای حسین است بُوَد پروندهام چون برگ گل پـاک در این پرونده امضای حسین است بـهـشـت ارزانـی خــوبـان عــالـم بهـشـت من تـمـاشای حسین است به وقـت مـرگ چـشـمم را نبـنـدید که چشم من به سیمای حسین است تـمــام هــســتـیام بــاشـد دل مـن که لـبـریـز از تولاّی حسین است چـراغ از بـهـر قـبـر من نـیـاریـد چراغـم روی زیـبای حسین است خوش آن صورت که در فردای محشر بر آن نقـش کف پای حسین است دلـی جـای خــدا بـاشـد کـه آن دل پر از نـور تـجـلاّی حـسـین است نــتـرسـانــیــدم از روز قــیــامـت قـیـامـت قـدّ و بـالای حسین است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در شب جمعه
بر شانههای زخمی خود کوهِ غـم دارم من در مـحـرم بیـشـتر میل حـرم دارم عشق به ششگوشه مرا از زندگی انداخت از دوریاش یک کربلا در سینه غم دارم این اشک را از لـقـمـههای سـفـرۀ بابا این مهر را از شـیر پـاک مـادرم دارم گفتند: «کل الخیر فی باب الحسین» آری! من هرچه که دارم از این باب الکرم دارم با خلـوت بـارانی خود هر شب جـمعه در سر هـوای شعـرهای محـتـشم دارم دلتنگیام چندین برابر شد در این شبها مهـدی زهـرا را میان روضه کم دارم درد فـراق کـربـلا بی خـانـمـانام کرد شبهای جمعه رهسپار جمکرانم کرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در شب جمعه
نـفَـسهـای مـرا وابـسـتـۀ آهِ دمـادم کـن طناب بُغض را دور گلویم سخت محکم کن چه کم دارد کسی که در دلش داغ تو را دارد تنور سینهام را روشن از گرمای این غم کن به جای مال دنیا «گریه» میخواهم فقط از تو دو جرعه اشک را در استکان چشم من دَم کن پس از مُردن لباس روضهام نذر حسینیّهست تمام تار و پود مشکیاش را خرج پرچم کن در آغوشم نمیگیری؟ چه زجری بیشتر از این! بیا با بوسهای دردِ دلِ عُشّاق را کم کن همه عالَم مرا دیوانۀ عشق تو میخوانند اگر این است رسوایی، مرا رسوای عالَم کن حبیب تو شدن شیرینترین رؤیای نوکرهاست پس از عُمری به پایت سوختن، پُشت مرا خم کن نسیم کوی تو حُرِّ یزیدی را حسینی کرد مرا با عطر بابالقبلهات یک روز آدم کن برایم هر شبی که از حرم دورم، شبِ یلداست خودت این حسرت طولانی من را مجسم کن فقیرم، کربلایِ این گدا را لنگ نگذاری بساط رفتنم را یک شبِ جمعه فراهم کن من از تعداد زخم پیکرت سر درنیاوردم خودت فکری به حال پُرسشی اینگونه مبهم کن کسی جز تو، تن پاشیده را جمعش نخواهد کرد بیا ای بوریا! کاری برای جسم درهم کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
در زمین و آسمان یکتاست، ای جانم حسین مهربانیهای او غوغاست، ای جانم حسین میخرد دَرهم، سوا کردن نباشد عادتش بس که مثل مادرش زهراست، ای جانم حسین هر که با او در بیفتد را خدا خوارش کند پرچـم ارباب ما بالاست ای جانم حسین هر چه بد کردیم ما، او خوب بود، او خوب بود بیشتر از ما به فکر ماست ای جانم حسین شک ندارم قاتلش را هم شفاعت میکند آی مردم او دلش دریاست، ای جانم حسین داد سر اما به ذلت زندگی را سر نکرد شیرمرد محشر کبراست ای جانم حسین ما رأیتِ زینب کـبـری به عـالـم یاد داد زندگی با او فقط زیباست، ای جانم حسین آبرو خواهی اگر هم در زمین، هم آسمان با حـسـین بن عـلـی بن ابیـطـالب بـمـان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
عـزیـز فـاطـمه! جان جهـان به قربانت سلام بر لب عـطـشان و چـشم گریانت سلام بر تن مجـروح و حلق مـذبـوحت سلام بر سـر خـونـین و جسم عـریانت سـلام بر جـگـر خـون و داغهـای دلت سـلام بـر شـرف و غـیـرت جـوانـانـت سـلام بـر دُر دنـدان و غــنـچـۀ دهـنـت سـلام بر لب خـونـیـن و صوت قرآنت ســلام بــر لـحـظـات وداع اکــبــر تــو که وقـت رفـتن او، رفت از بدن جانت سـلام بـر دل زیـنب کـه پـیـش دیـدۀ او عـدو ز چار طرف کرد سنـگـبـارانـت عجیب نیست اگر خصم را کنی سیراب سجـیـّهات کـرم و عادت است احسانت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در شب جمعه
خواندی حدیث خود را، هیهات منّا الذله پـیچـیـد بـین صحـرا، هیهات منّا الذله تو فاطمی سرشتی، با خون خود نوشتی در مـوجی از بـلایـا، هیهات منّا الذله تو حـیدری مرامی، تو حجـتی، امامی گـفـتی به پیـش اعـدا، هیهات منّا الذله خون و شرف به پیکار، در روز عشق و ایثار یکجا شده است معنا، هیهات منّا الذله تو جوشش جهادی، بر نیزه تکیه دادی پُر گشت از تو صحرا، هیهات منّا الذله هم روی خاک صحرا، هم پیش چشم زهرا بنـوشت خـون سـقـا، هیهـات منّا الذله با داغ اکـبـر تـو، با خـون اصـغـر تو حک شد به آسمانها، هیهات منّا الذله با نغمۀ رضائک، صبـراً علی بلائک گـفـتی تو در مـصلا، هیهات منّا الذله در راه دین و مکتب، میخواند خطبه زینب بـا مـا رأیت و الا، هـیهـات مـنّا الـذله با همت و نگاهت، با پیروی ز راهت شد ذکر ما به هرجا، هیهات منّا الـذله روز ظهور مهدی، با عشق و با همعهدی بـاشد شعـار دنـیـا، هـیهـات منّـا الـذله خـورشـید آشنایی، شد نغـمـۀ "وفایی" در ســایـۀ تـولا، هـیـهـات مـنـّا الـذلـه
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
خویـش را از آســمـانِ ادّعـا انـداخـتـم تا دلم را روی خاکِ روضهها انداختم آتشِ داغت غرورِ کوهِ یخ را آب کرد تا به دریای غمت این قطره را انداختم ریسمانِ فرشهای روضه دستم را گرفت بوریـای مَـنمَـنـم را زیـر پـا انـداخـتم روزهای روضهدار و مـاههـای آهدار روی دوشِ خـانهام شالِ عـزا انداخـتم غصه خوردم اشک نوشیدم کنار سفرهات خویش را با روضه از آب و غذا انداختم هر تپش را با دخیلِ «یاحسینم» زندهام قلبِ خود را در ضریحِ کربلا انداختم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
به این امید که تو میدهی جواب، حسین سلام داده به تو هرکه خورده آب، حسین به شوق گـریـه برای مـصیـبـتت دارد چهارفصل گل چشم من گلاب، حسین به آبروی همین چـندقـطره، محـترمـم بهروسیاهی من گریه زد نقاب، حسین به پـادشـاهی عـالـم نـمـیکـنـم مـیـلـی چرا که نوکر تو میشوم خطاب، حسین بــتــاب بـر مـن آلــوده و بــســوزانـم چرا که پاککـنـندهست آفـتاب، حسین اگر بَـدم، اگـر آلـودهام، تو سـرورمی که من جوانم و تو سیدالشباب، حسین
: امتیاز
|